سکته مغزی عامل اصلی مرگ و میر و عوارض در سراسر جهان است. در سال های اخیر، توسعه دستگاه های ترومبکتومی مکانیکی انقلابی در درمان سکته مغزی ایسکمیک حاد ناشی از انسداد عروق بزرگ ایجاد کرده است. این دستگاه ها نیروی شعاعی در طول ترومبکتومی ایجاد می کنند که می تواند باعث آسیب دیواره عروق شود. بنابراین، درک و به حداقل رساندن نیروی شعاعی این دستگاه ها برای بهبود نتایج بالینی و کاهش عوارض بسیار مهم است.
نیروی شعاعی دستگاه ترومبکتومی استنت رتریور به عنوان نیرویی است که به صورت شعاعی توسط دستگاه بر روی دیواره عروق در طول عمل ترومبکتومی اعمال می شود. این نیرو با توجه به طراحی و ویژگی های دستگاه، از جمله شکل و اندازه نوک ترومبکتومی، سفتی شفت دستگاه و ویژگی های مواد و سطح دستگاه تعیین می شود.
مطالعات اخیر نشان داده است که نیروی شعاعی بالا می تواند باعث آسیب اندوتلیال، دیسکسیون انتیما و سوراخ شدن عروق شود که می تواند منجر به آمبولیزاسیون ترومبوز، خونریزی و سایر عوارض شود. بنابراین، به حداقل رساندن نیروی شعاعی دستگاههای ترومبکتومی بازیابی استنت برای بهبود ایمنی دیواره عروق و کاهش خطر عوارض جانبی حیاتی است.
برای رسیدن به این هدف، چندین استراتژی پیشنهاد و آزمایش شده است. یک روش بهینه سازی شکل و اندازه نوک ترومبکتومی برای کاهش سطح تماس با دیواره عروق و به حداقل رساندن نیروی مورد نیاز برای استخراج ترومبوز است. به عنوان مثال، دستگاه استنت رتریور که به طور گسترده در ترومبکتومی مکانیکی استفاده میشود، دارای طراحی شبکهای خود انبساطشونده است که به خوبی با لومن عروق مطابقت دارد و برای دستیابی به بازیابی موفق لخته، به نیروی کمتری نیاز دارد.
استراتژی دیگر بهبود انعطاف پذیری و کشش شفت دستگاه برای کاهش انتقال نیروی شعاعی به دیواره عروق است. این را می توان با استفاده از مواد با خاصیت ارتجاعی بالا، مانند نیتینول، و طراحی شفت با مشخصات سختی متغیر که می تواند با انحنا و پیچ خوردگی ظرف سازگار شود، به دست آورد.
علاوه بر این، اصلاح سطح دستگاه همچنین می تواند اصطکاک و چسبندگی بین دستگاه و دیواره رگ را کاهش دهد که می تواند نیروی شعاعی مورد نیاز برای استخراج ترومبوز را کاهش دهد. پوشاندن دستگاه با مواد آبدوست یا هپارین مانند میتواند روانکاری را بهبود بخشد و کشش سطحی را کاهش دهد، در حالی که افزودن ریز بافتها یا نانولولهها میتواند باعث افزایش سطح و کاهش چسبندگی شود.
علاوه بر این، استفاده از تصویربرداری با وضوح بالا، مانند توموگرافی انسجام نوری (OCT) یا اولتراسوند داخل عروقی (IVUS)، میتواند بازخوردی در زمان واقعی در مورد نیروی شعاعی و برهمکنش دیواره عروق در طول ترومبکتومی ارائه دهد و امکان تنظیمات و بهینهسازی تکنیک ترومبکتومی را فراهم کند.
در مجموع، درک و به حداقل رساندن نیروی شعاعی دستگاه ترومبکتومی بازیابی لخته سکته مغزی برای بهینه سازی ایمنی و کارایی روش های ترومبکتومی ضروری است. با بهینهسازی شکل، اندازه و ویژگیهای دستگاه، و همچنین ترکیب فناوریهای جدید تصویربرداری و بازخورد، میتوانیم آسیب دیواره عروق را به حداقل برسانیم و نتایج بالینی را برای بیماران سکته مغزی بهبود ببخشیم.




