سکته مغزی ایسکمیک عامل اصلی مرگ و میر و عوارض در سراسر جهان است و خونرسانی مجدد سریع شریان مغزی مسدود شده یک استراتژی کلیدی درمانی است. دو رویکرد اصلی برای ترومبکتومی اندوواسکولار وجود دارد که شامل استنت رتریور و تکنیکهای آسپیراسیون اول میشود. نشان داده شده است که هر دو روش در بازگرداندن جریان خون موثر هستند، اما نتایج این تکنیکهای مختلف نامشخص است. در این مقاله مروری، هدف ما بررسی نتایج استنت رتریور در مقابل ترومبکتومی اول آسپیراسیون در سکته مغزی ایسکمیک است.
ترومبکتومی استنت رتریور شامل قرار دادن یک دستگاه استنت مانند در رگ خونی آسیب دیده است. سپس استنت مستقر شده و در ترومبوس کاشته می شود و مسیری بدون انسداد برای جریان خون ایجاد می کند. سپس دستگاه همراه با لخته برداشته میشود تا جریان خون و پرفیوژن بافتی بازسازی شود. از طرف دیگر، ترومبکتومی اول آسپیراسیون شامل استفاده از یک کاتتر آسپیراسیون است که برای برداشتن لخته در ترومبوس وارد می شود. کاتتر آسپیراسیون همراه با یک کاتتر راهنما استفاده می شود که برای اطمینان از بازیابی موفقیت آمیز لخته در پایه ترومبوس قرار می گیرد.
چندین مطالعه نشان داده اند که هر دو استنت رتریور و ترومبکتومی اول آسپیراسیون در بازیابی عملکرد عصبی و بهبود نتایج بیمار موثر هستند. با این حال، تفاوت هایی در اثربخشی و نتایج آنها وجود دارد.
یک مطالعه منتشر شده در Journal of NeuroInterventional Surgery نشان داد که ترومبکتومی استنت رتریور نسبت به روش آسپیراسیون اول نرخ کانالیزاسیون مجدد کانال اول را بالاتر دارد. کانالیزاسیون گذر اول، بازیابی جریان خون پس از اولین تلاش برای ترومبکتومی مکانیکی است. این مطالعه همچنین نشان داد که ترومبکتومی استنت رتریور نسبت به ترومبکتومی اول آسپیراسیون زمان کوتاه تری برای کانالیزاسیون مجدد و میزان موفقیت آمیز مجدد کانالیزه شدن دارد. کانالیزاسیون مجدد موفقیت آمیز به عنوان ترومبولیز در انفارکتوس مغزی (TICI) درجه 2b یا 3 تعریف می شود که نشان دهنده بازیابی کامل یا تقریباً کامل جریان خون در رگ آسیب دیده است.
مطالعه دیگری که در مجله جراحی مغز و اعصاب منتشر شد نشان داد که تفاوت معنی داری در نتایج بالینی بین استنت رتریور و ترومبکتومی اول آسپیراسیون در 90 روز وجود ندارد. این مطالعه نشان داد که هر دو تکنیک دارای نرخهای مشابهی از نتیجه عملکردی خوب بودند، که به عنوان یک مقیاس رتبهبندی اصلاحشده (mRS) از 0-2 تعریف میشود، که نشاندهنده عدم وجود یا ناتوانی جزئی است.
جالب توجه است، مطالعه دیگری که در مجله سکته مغزی و بیماریهای عروق مغزی منتشر شد، نشان داد که ترومبکتومی استنت رتریور نسبت به روش آسپیراسیون اول با بروز کمتر تغییر شکل هموراژیک مرتبط است. دگرگونی هموراژیک عارضهای است که هنگام خونریزی در بافت مغز رخ میدهد که میتواند عملکرد عصبی را بدتر کرده و شانس نتیجه خوب را کاهش دهد.
علاوه بر این، مطالعات نشان داده اند که ترومبکتومی استنت رتریور با نرخ کمتر آمبولی پس از ترومبکتومی یا مهاجرت دیستال قطعات لخته نسبت به روش آسپیراسیون اول همراه است. آمبولی پس از ترومبکتومی به صورت بروز یک ترومبوز جدید در عروقی که قبلاً درگیر نشده است، پس از ترومبکتومی تعریف میشود که میتواند باعث آسیب بیشتر به بافت مغز شود.
به طور کلی، هر دو استنت رتریور و ترومبکتومی اول آسپیراسیون در بازگرداندن جریان خون و بهبود نتایج بیمار در سکته مغزی ایسکمیک موثر هستند. با این حال، ترومبکتومی استنت رتریور به نظر میرسد نسبت به روش آسپیراسیون اول، نسبت به روش آسپیراسیون اول، سرعت کانالزهسازی مجدد، زمان کوتاهتری برای کانالزدایی مجدد، و نرخ موفقیتآمیز مجدد کانالسازی را دارد. علاوه بر این، ترومبکتومی استنت رتریور با بروز کمتر ترانسفورماسیون هموراژیک و آمبولی پس از ترومبکتومی همراه است که عوارض قابل توجهی در روش های ترومبکتومی هستند. بنابراین، ترومبکتومی استنت رتریور ممکن است یک تکنیک ارجح برای ترومبکتومی اندوواسکولار در سکته مغزی ایسکمیک باشد.
با این حال، ترکیب استنت ریتریور و کاتتر آسپیراسیون همراه با استفاده از یک کاتتر پشتیبان داخل جمجمه نشان داده شده است که نتایج بهینه را با حداقل خطر ارائه می دهد. مزایای متعددی نسبت به سایر روش های ترومبکتومی مکانیکی دارد. اول، ترکیب استنت رتریور و کاتتر آسپیراسیون تضمین می کند که بیشتر ترومبوز از رگ برداشته می شود تا خطر انسداد مجدد کاهش یابد. دوم، استفاده از یک کاتتر پشتیبان داخل جمجمه، پشتیبانی اضافی در طول عمل برای کاهش خطر آسیب عروق فراهم می کند. این پشتیبانی همچنین امکان پیمایش سریعتر و آسان تر استنت و کاتتر آسپیراسیون را از طریق رگ فراهم می کند. در نهایت، مطالعات بالینی نشان داده است که ترکیب تکنیک استنت رتریور و کاتتر آسپیراسیون با میزان بالای خونرسانی مجدد موفقیت آمیز و میزان کم عوارض همراه است. نرخ موفقیت بالا می تواند نتایج بالینی را برای بیماران بهبود بخشد، از جمله کاهش ناتوانی و کاهش میزان مرگ و میر.




